انشا ادبی درباره شب و روز

انشا آزاد / انشا ادبی / انشا زیبا

انشا با موضوع شب و روز

انشا درباره شب و روز

انشا در مورد شب و روز

موضوع انشا :

شب و روز

بازشب زیبای خداوند فرارسید.شبی که مانند گناه دردل یک انسان آسمان را به رنگ

سیاه پوشانده است.در شب لکه هایی سفید دیده می شود که گویا برای زیبا کردن شب به

کار گرفته می شود.

آسمانی که مانند دوست می ماند دوستی خوب که خود را در دامان دوستی با شب و روز

محاصره کرده است و راه فرارندارد جز اینکه با شب و روز زندگی خود را سپری کند .

صداقت را می توان درچشمان آسمان مشاهده کرد زیرا در دوستی با روز وشب تبعیضی

قائل نمی شود.

انشا درباره شب و روز
انشا درباره شب و روز

آسمان آن قدر پهناور است که انسان دوستی با آن را ترجیح نمی دهد بلکه فکر می کند

در حد واندازه او نیست.خورشید طلایی یکی از دوستان آسمان است که موجب پایدار شدن

دوستی او با روز می شود:روز وشب خود دریایی از معنی ست که ما انسان ها قابلیت

درک آن را نداریم وآن ها را دو دشمن بیش نمی دانیم درحالیکه دوستی این دو از عشق

بین لیلی و مجنون بیشتر است.

ماه نیزخود را جزو شب می داند وشب با ماه زیبایی فراوان خود را به رخ مردم این

جهان هستی می کشد وخورشید نیز زیبایی را در زندگی روز معنا می دهد و زندگی وی

را زیباتر می کند.

به نظر من شب زیبا تر است زیبایی که انگار برای مردم از خود تعریف می کند و

با آدم ها درد و دل می کند.ستاره ها هم محرم راز برخی از انسان ها شده اند وبرخی

ستاره ها را نماد خود در آسمان می دانند.

شب و روز وخورشید و ماه و ستارگان همه و همه روز و شب دنیای زیبای خداوند

خویش را می سازند که موجب زیبایی و عاطفی شدن جهان هستی شده است.بیایید ما

انسان ها هم مانند شب و روز باشیم ونهال محبت و دوستی را در دل همدیگر بکاریم.

رسول شاهوردی نهم سه غیر انتفاعی اندیشه شهرکرد

انشا با موضوع شب و روز

انشا درباره شب و روز

انشا در مورد شب و روز

: منبع: enshay20.blogfa.com

: این درس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *