انشا ادبی اخراج شدن از سر کلاس

انشا ادبی اخراج شدن از سر کلاس

انشا ادبی اخراج شدن از سر کلاس

انشا ادبی اخراج شدن از سر کلاس

انشا ادبی
اخراج شدن از سر کلاس
اخراج شدن از سر کلاس به چند منظور است ، گاهی برای تربیت و آگاه شدن ، گاهی برای تنبیه و آدم شدن . ادامه خواندن “انشا ادبی اخراج شدن از سر کلاس”

انشا ادبی درباره درخت

انشا ادبی درباره درخت
انشا ادبی درباره درخت

«انشا درباره درخت»

محمد حسین مرتضی پور

www.xigool.ir

درخت یكی از زیباترین مظاهر خلقت و جلوه ای از تجلیات آفریدگار عالم است.

درخت نماد آبادانی و شاخص سبزی و خرمی و مظهر زندگی و باعث تلطیف هوا و موجب آسایش و رفاه مردم و صفا و پاكی طبیعت می باشد.

در دین مقدس اسلام، بنابر آیات و روایات و سیره معصومین(ع) می توانیم به نقش و اهمیت این نعمت و موهبت عظیم پروردگار عالم پی ببریم. 

بر اساس آیات قرآن، یكی از مواهب و نعمت های خداوند در آخرت و یكی از ویژگی های بهشت كه در آیات كریمه و روایات شریفه بارها به آن اشاره شده است، درخت می باشد:« در بهشت باغ هایی وجود دارد كه از زیر درختانش نهرها جاریست».

در میان این درختان بهشتی، درختان میوه نیز وجود دارد، میوه هایی كه به تعبیر قرآن « و فاكهه مما یتخیرون » است.

بسیاری از پیامبران و امامان معصوم (ع) ما كشاورز و باغدار بودند و خود با دست خود به کاشت و برداشت درختان اقدام می كردند و به این وسیله در عمران و آبادانی زمینی كه خداوند به آن امر فرموده، اهتمام می ورزیدند، مثلاً حضرت علی(ع) چندین نخلستان را با دست مبارك خود احداث كرد و یا امام محمد باقر (ع) در کاشت درختان و كشت و زراعت حتی در گرمای تابستان، كوتاهی نمی فرمود.

پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) نیز علاوه بر دامداری و تجارت، به کشت درختان و زراعت اقدام می فرمود و در حفظ درختان، حتی در جنگ با دشمنان و اشغال سرزمین آنها، به سربازان اسلام تاكید می فرمود.

در اهمیت درخت و درختكاری همین بس كه در روایتی معتبر از یكی معصومین (ع) منقول است كه: «حتی اگر دیدید قیامت بر پا شد و شما مشغول كاشتن درختی بودید، ازاین عمل نیك خود دست برندارید». و این نشانگر تاكید و توصیه اولیای اسلام به حفظ و حراست از درختان و اهمیت درختكاری است. گرچه متاسفانه با پیشرفت تكنولوژی، تخریب جنگل ها و نابودی درختان رو به افزایش است، اما جای خوشبختی است كه بشر امروز به این عمل زشت خود اقرار دارد و سازمان هایی را برای حفظ و حراست و گسترش پارك ها و ازدیاد درختان به وجود آورده است.

در کشور ما  نیز در حفظ و حراست درختان و جنگل ها كوشش های چشمگیری انجام گرفته، از جمله هر ساله 15 تا 22 اسفند ماه به عنوان هفته درخت و درختكاری اعلام شده و مردم و دولت به انجام این امر مهم مبادرت می ورزند.

فواید درخت و درختکاری:

برای پی بردن به اهمیت درخت و درختکاری و نقش آنها در حفظ طبیعت و زندگی انسان ، تعدادی از فواید آن را برای شما بیان می کنیم:

1- طبیعت بدون درخت، ناموزون و زشت می گردد. وجود جنگل و درخت در صحنه طبیعت و زندگی انسان، باعث زیبایی، شادی، سبزی، آسایش، رفاه، صفا، پاكی و طراوت می شود.

2- درختان نبض زمین هستند و مایه حیات انسان و حیوان و حتی بعضی از گیاهان، زیرا درختان با جذب گازهای سمی از جمله دی اکسید کربن و تولید اكسیژن كه یكی از اساسی ترین نیازهای حیات انسان و حیوان است، باعث دوام حیات انسان و سلامت چرخه طبیعت می شوند. كمبود درختان و تخریب و نابودی جنگل ها به ویژه در این عصر دود و زندگی ماشینی، موجب انقراض نسل انسان و حیوان خواهد شد.

3- برگ و شاخه های درختان بخش مهمی از تغذیه حیوان و گاه انسان را فراهم می سازند و در تولید گوشت مصرفی انسان ( با تغذیه دام ها از گیاهان) نقش اولیه را دارند.

 

4- میوه بسیاری از درختان مورد استفاده انسان و حیوان است، به طوری كه می تواند در تغذیه انسان و تأمین ویتامین های مورد نیاز او تأثیر به سزایی داشته باشد. در فواید گیاه و گیاه خواری در دستورات پزشکی و حتی دینی توصیه های زیادی شده است.

5- چوب درختان در صنایع چوب بُری و تأمین بخش مهمی از وسایل مورد نیاز زندگی انسان نقش اساسی دارند.

6- درختان می توانند در جلوگیری از فرسایش خاك کشاورزی و مفید زمین در هنگام سیل نقش مهمی داشته باشند.

7- درختان در تغییر و تبدیل آب و هوا و اعتدال آن نقش به سزایی دارند. تشكیل جنگل و توسعه آن، نه تنها تاثیر اساسی در روند آب و هوا دارد، بلكه در حشر و نشر پرندگان، چرندگان و دیگر حیوانات اهلی و وحشی و نهایتا تعادل در چرخه طبیعت نقش ارزنده ای دارد.

8- سایه و ریشه ی درختان، در حفظ و رشد گیاهانی كه نمی توانند ریشه ی خود را برای جذب آب به اعماق زمین بفرستند و یا طاقت تحمل تابش مستقیم نور خورشید را به ویژه در فصل گرما و تابستان ندارند و یا نمی توانند در مقابل باد و باران های تند مقاومت نمایند، تأثیر به سزایی دارند.

9- در فصل پاییز كشاورزان، باغداران و گل و گیاه كاران از كود ساخته شده از انبوه برگ درختان استفاده لازم را می نمایند.

در پاییز، انبوه برگ ریخته شده از درختان می تواند «ابركود» متراكمی بسازد كه هوموس یا سیاخاك (گیاخاك) نامیده می شود. این ماده خاصیت «گلوئیدی» دارد و نگهداری آب توسط خاك را افزایش می دهد. هوموس، مواد معدنی خاک را نیز جذب می کند و از هرز رفتن آنها جلوگیری می نماید. لذا هوموس را با خاك مخلوط می كنند تا مواد مغذی ضروری برای رشد گیاه را تأمین نماید.

10- بسیاری از درختان از قدیم الایام، در صنعت داروسازی و عطاری و حتی به دست آوردن نوعی چسب مورد استفاده قرار می گیرند، مثلا بهترین ماده ضدعفونی كننده از برگ درخت سدر و سنجد، بهترین رنگ مو از درخت حنا، بهترین مواد خوشبوكننده از چوب درخت عرعر و بهترین نوع عطر برای رفع خستگی در كارگاه هایی كه می خواهند ظرفیت تولیدی شان را بالا ببرند، از درخت سرو به دست می آید.

,انشا درخت پا در هوا,انشا درختی پا در هوا,انشا درخت وارونه,انشا درخت برعکس,انشا درخت تنها,انشا درختان,انشا درخت تشنه,انشا درخت دانش,انشا درختكاري,انشای درختکاری,انشا روز درختکاری,انشا درباره درختکاری,موضوع انشا درختکاری,انشا فواید درختکاری,انشا در مورد درختکاری,انشا درباره روز درختکاری,انشا درباره ی درختکاری,انشا درباره درختان,انشا در مورد درختان,انشای درختان,انشا برگ درختان سبز,انشا درباره ی درختان,انشا از زبان درختان,انشا درباره برگ درختان,انشا جویبار و درخت تشنه,انشا گفتگوی جویبار و درخت تشنه

برچسب‌ها: انشا, انشا ادبی, انشا ادبی درخت, انشا درخت, انشا درخت ادبی

انشا ادبی درباره درخت

: : «منبع مطلب»

2 May 2016 | 12:00 pm

این درس

انشا درباره امتحان

انشا درباره امتحان
انشا درباره امتحان

با سلام خدمت همه کاربران وبسایت انشا در این ایام نزدیک امتحانات وبسایت انشا نظر به جمع آوردی و منشتر کردن انشا های مربوط به این دوران حساس کرده است که امیدواریم لذت ببرید.

سر کلاس بودم .ناظم ورق هایی آورد.در لحظه ی اول فکر کردم رضایت نامه ی اردویی خوب است ولی وقتی ورق به دستم رسید خیلی ناراحت شدم ،چون … چون این ورق ها نه تنها مربوط به اردو نیست بلکه برنامه ی امتحان ماهانه است.از ته دل نه بلندی گفتم ،طوری که ناظم از در بیرون نرفته برگشت وتذکری جدی به من داد.چند ساعت بعد به خانه رسیدم وبرنامه را نگاه کردم تاببینم اولین امتحان چه امتحانی است؟

محکم بر سر خود زدم اولین امتحان فردا بود آن هم چه امتحانی !؟تاریخ ومدنی!

[فکر نکنم سپهر از هیچ درسی به این اندازه بدش بیاید.]

با خود می گویم:” زود بجنب زمان بر خلاف توست.”رفتم پشت میز نشستم وسعی کردم تکلیف شبم را با  تمام سرعت بنویسم.بدبختانه آن روز تکالیف زیاد بود ودوساعت تمام را پای تکالیف گذراندم.بعد رفتم که چند تا سوال تستی را جواب دهم چهل تا را در سی دقیقه زدم.ساعت پنج  بعد از ظهر بود وتازه رفتم که تاریخ ومدنی را بخوانم .بعد از سه ساعت درس خواندن از خانه بیرون رفتم تا قدمی بزنم ،ساعت هشت بود ،به پارک نزدیک خانه مان رفتم.باد طوری می وزید که انگار می گفت:” بچه برو خانه ودرست رابخوان ! فردا امتحان داری “و صدای بلند کلاغ ها با صدای باد همراهی می کردو اضطراب من را چندین برابر می کرد .در راه برگشتن به خانه سوال ها و پاسخ ها را مرور می کردم.وقتی به خانه رسیدم ساعت نه بود .شام سبکی خوردم وبا خودم گفتم که  این قدر اضطراب نداشته باش وخوابیدم.صبح روز بعد…

————————————————————————-

انشا درباره امتحان,مقاله درباره امتحانات,انشا درباره ی فصل امتحانات,انشا امتحانات,امتحانات انشا هفتم,انشا درمورد امتحانات,انشا درمورد فصل امتحانات,امتحانات انشا سوم راهنمایی,امتحان انشا هفتم,امتحان انشا هفتم نوبت اول,امتحان انشای هفتم,امتحان انشای هفتم نوبت اول,امتحان انشای هفتم نوبت دوم,امتحان انشا هشتم نوبت دوم,امتحان انشا هشتم ترم اول,امتحان انشا پایه هفتم,سوالات امتحانی انشا هفتم,انشا در مورد امتحان,انشا طنز در مورد امتحانات,امتحان انشا سوم راهنمایی,امتحان انشا سوم راهنمایی نوبت اول,امتحان انشا سوم راهنمایی خرداد,امتحان انشا سوم راهنمایی خرداد 92,امتحان انشا سوم راهنمایی نهایی,امتحان انشاء سوم راهنمایی,سوالات امتحانی انشا سوم راهنمایی,امتحان نهایی انشا سوم راهنمایی 90,امتحان انشا سال سوم راهنمایی

————————————————————————–

به نام خدااا! موضوع انشاااا : فصل امتحانااااات! من در اول نوشتن اين انشا نتوانستم چيزي بنويسم چون اسم امتحانات که مي آيد آدم اسم خودش را هم فراموش مي کند و شکمش يک طورهايي مي شود مانند اين است که در شکم آدم يک لباسشويي کار گذاشته اند که يک بار به طرف راست مي چرخد و يک بار نيز به طرف چپ! به همين دليل انتهاي خودکار خودم را در دهانم کردم تا بتوانم بر خودم مسلط باشم و چيزي بنويسم! اما چون هرچه تلاش کردم نتيجه اي بجز شکستن و تفي شدن ته خودکارم نداشت باز هم نتوانستم چيزي بنويسم ، مجبور شدم براي رهايي از دلشوره ، مقدار اندکي تمر مخصوص بخورم که از مخلوط کردن تمر با کمي قره قوروت و افزودني هاي مجاز ديگر _که نام آن ها محرمانه است به دست مي آيد . بر خلاف تصورات بزرگ تر ها که فکر مي کنند تمر و مواد ترش باعث پايين آمدن فشار و سطح هوشياري انسان(که نمي دانم چيست و فقط از اخبار علمي اسم آن را شنيده ام) مي شود بايد بگويم بر اساس تجربيات ما دانش آموزان اين ماده ي موثر باعث افزايش هوشياري و اعتماد به نفس مي شود! بعد از آنکه تمر مخصوص خودم را خوردم شروع به نوشتن کردم. بايد بگويم که در فصل امتحانات انسان مي تواند حاصل زحمات خود را بگيرد ، بابايم مي گويد که دانش آموزان در اين فصل هر چه با زحمت کاشته اند را درو مي کنند اما من هر چه فکر کردم يادم نيامد که آيا چيزي بوسيله ي زحمت خودم کاشته ام يا نه اما وقتي خوب فکر کردم يادم آمد که در هفته ي درخت کاري يک درخت کاشته ام ولي نمي دانم که بايد در فصل امتحانات چگونه آنرا درو کنم! البته حدس مي زنم چون در اين فصل امتحان دارم مادرم نگذارد که به درو بروم و پدرم خودش کار درو را به جاي من انجام بدهد. در مورد روش امتحان گرفتن بايد اين را بگويم که به نظر من اين روش مراقبت و سخت گيري اصلا راه خوبي نيست و با توجه به اينکه مي دانيم مدرسه رفتن براي افزايش دانش است پس چه اشکالي دارد وقتي ما يک سوال را در درس علوم فراموش کرده ايم از روي دست بغل دستيمان بنويسم و بقيه ي آنرا يادمان بيايد؟ به نظر من خيلي بد است که مي گويند تقلب بد است و اصلا اين اسم تقلب خيلي کلمه ي بدي است که براي اشاره به يک عمل ساده و مفيد از آن استفاده مي کنند. من به اين نتيجه رسيده ام که آقا معلم هايي که دانش آموزانشان آن ها را اذيت کرده اند دور هم جمع شده اند و تقلب را اختراع کرده اند و گفته اند بد است ، فقط به اين خاطر که بتوانند حال دانش آموزاني که آنها را اذيت کرده اند به اين بهانه بگيرند . اما ما که گناهي نکرده ايم که اين حق مسلم تقسيم علم را از ما گرفته اند. اين کار نتنها بد نيست بلکه باعث سلامتي ما و پيشگيري از انواع سرطان ها در بزرگسالي مي شود! از آن جا که من مدتي است به اخبار علمي علاقه مند شده ام اين مطلب را از آن جا فهميده ام! زيرا وقتي انسان مي داند که مي تواند در امتحان خودش از دوستش کمک بگيرد ديگر نگراني و اضطراب ندارد و همانطوري که آقاي اخبار گو گفته است نگراني باعث ايجاد سرطان مي شود! علاوه بر اين تقلب خودش نوعي هنر است و هر کس بتواند روش هاي جديد تري پيدا کند هوش بيشتري داشته است! من فکر مي کنم فقط انسان هاي ترسو مانند قلي و بچه مثبت ها _که با ديدنشان حال آدم يک طور هايي مي شود_ تقلب نمي کنند! تقلب کردن باعث نشاط و هيجان در زندگي نيز مي شود! وقتي آقاي مراقب بالاي سر ما مي آيد و برگه ي تقلب در زير دستمان است ، هر لحظه امکان دارد برگه ي ما را بردارد تا ببيند اسممان را نوشته ايم يا نه و به همان نسبت در وجود ما ايجاد هيجان مي شود! انجام اين کار نشان شجاعت نيز هست و اگر آقا معلم ما را در هنگام تقلب ببيند و با انصاف باشد بايد فقط به شجاعت ما بيست بدهد و اگر هم نبيند که معلوم مي شود ما دانش آموز زبر و زرنگي هستيم! به هر حال امتحان بدون تقلب خيلي بي مزه و کسل کننده است و معناي واقعي خودش را از دست مي دهد! همين بچه مثبت ها با اينکه تقلب نمي کنند يک راه ديگر براي نمره گرفتن بلد هستند و آن چاپلوسي کردن براي آقا معلم است و من چون اين کار را اصلا بلد نيستم !! مجبور مي شوم از راه اول که مزاياي بيشتري هم دارد استفاده کنم! البته هميشه تقلب براي نمره گرفتن نيست بلکه بعضي وقت ها به يک حرکت دوستانه و مرامي تبديل مي شود و آن وقتي است که بعد از حل کردن همه ي سوال ها وقت اضافه مي آوريم و به دوستمان جواب سوال ها را حتي به زور مي گوييم! فصل امتحانات يک خوبي هم دارد و آن اين است که بعد از امتحان به خانه مي آييم و در راه خانه مي توانيم وقت بيشتري را به خريدن تمر و لواشک اختصاص بدهيم و در پارک آن را بخوريم که خيلي مي چسبد. در ضمن در اين فصل ذرت بلالي ها هم در پارک کار مي کنند که اگر بتوانيم يک بلال هم بخوريم ديگر کيف ما کامل مي شود و با روحيه ي بسيار بالايي مي توانيم خود را براي امتحان بعدي آماده کنيم. در پايان آقا معلم مي داند ما دانش آموز خوبي هستيم و تا آقا معلم اجازه ندهد تقلب نمي کنيم!!! اين بود انشای من…        

انشا درباره امتحان

: : «منبع مطلب»

3 May 2016 | 12:00 am

این درس

انشا درباره زمستان

انشا درباره زمستان
انشا درباره زمستان

«انشا درباره فصل زمستان»

محمد حسین مرتضی پور

www.xigool.ir

به نام خدااا! موضوع انشا : فصل زمستان! من در ابتداي اين انشا بايد از آقا معلم خودم ممنون باشم که بار ديگر به من اجازه دادند که انشايي بنويسم و بخوانم ، من نمي دانم چرا آقا معلم چند وقتي است که همه اش در زنگ انشا کلاس تقويتي رياضي تشکيل مي دهد و ما را از نوشتن انشا محروم مي کند ! خب شايد دليل آن هم اين باشد که “وختي” بزرگ شديم سر و کار ما بيشتر با جمع و تفريق و حساب و کتاب است تا با درس شيرين انشا و من از اين بابت بسيار ناراحت هستم ! در مورد فصل زمستان خيلي مي شود انشا نوشت ، مثلا در همين فصل است که انسان در خانه ي خود بخاري روشن مي کند و لباس گرم مي پوشد ، در فصل زمستان تفريحات خيلي خوبي براي ما بچه هاي ابتدايي وجود دارد مخصوصا اينکه علاوه بر خوردن تمر و لواشک مي توانيم باقالي هم از آقاي گاريچي بخريم و با آبغوره و آبليمو و فلفل بخوريم ! گاهي هم در هنگام برف آمدن و برگشتن از مدرسه که دستانمان يخ کرده اند آن ها را دور کاسه ي باقالي داغ مي گيريم تا گرم شوند ! علاوه بر باقالي ، خوردن لبو و شلغم در برگ کاهي کتاب هاي ابتدايي و باز هم از دست آقاي گاريچي حال خودش را مي دهد و به جرات مي توان گفت با هيچ چيز در زمستان قابل عوض کردن نيست! مادر من خيال مي کند که پسرش هيچ وقت از آقاي باقالي فروش باقالي نخريده است او فکر مي کند که ظرف هاي باقالي و قاشق هاي استيل آن با چرخاندن در آب گرم تميز نمي شود و دهني است و باعث مريض شدن و مسموم شدن ما مي شود در صورتي که من مطمئنم اگر يکبار باقالي را در همان ظرف ها و کنار گاري دستي بخورد مشتري مي شود! در فصل زمستان تنها چيزي که من را خيلي ناراحت مي کند خطر سرماخوردن آدم است که تهديد جدي براي بيرون رفتن ما و خريد لواشک و تمر و … محسوب مي شود! علاوه بر آن مادرمان همه اش به ما ليمو شيرين و تخم مرغ عسلي مي دهد که خيلي بد است! وقتي ما سرما مي خوريم شبها بيني مان دچار گرفتگي و خور خور مي شود که باعث مي شود درست نخوابيم و نگذاريم بابايمان هم بخوابد! به همين دليل ممکن است بابايمان با زبان خوش و گاهي مامانمان با زبان کتک ما را به دکتر ببرند و برايمان آمپول بزنند! به جرات مي توانم بگويم که اين خطر يکي از دلايل اصلي بچه هاي ابتدايي براي ترجيه تابستان بر زمستان و بلکه نفرت از زمستان است! آخر يک بچه ي ابتدايي چه گناهي کرده است که تا به آقاي دکتر مي گويد من از آمپول خوشم نمي آيد آقاي دکتر قرص جوشان را از نسخه خط مي زند و به جاي آن يک آمپول يک ميليون و دويست مي نويسد؟! يک لذت ديگر زمستان شب چله است! در شب چله مي شود تا خرخره آجيل و پرتقال و هندوانه و شيريني خورد و تا صبح از دل درد ملايمي که به دليل پرخوري است لذت برد! يکي ديگر از خوبي هاي زمستان برف بازي و آدم برفي درست کردن است ، گاهي نيز مي توانيم از بين کوه برف ها تونل درست کنيم و کلي بازي کنيم ! براي مثال در يقه ي بچه هايي که ماماني هستند گلوله ي برفي بيندازيم و با ضربه ي مشت در لباسشان بترکانيم تا قيافه شان خنده دار بشود و بالا و پايين بپرند و ما يک دل سير به آنها بخنديم و تفريح کنيم! يکي ديگر از اين تفريحات سالم سر خوردن بر روي يخ ها و هل دادن بچه ها روي آنهاست ! قيافه ي بچه ها هنگام افتادن بسيار با مزه است و امتحان کردن آن را به دوستان خودم پيشنهاد مي کنم! در اينجا چون گاز خانه مان قطع شده و کله و گوشهايم يخ کرده است نمي توانم چيز بيشتري بنويسم! قبلا به خاطر نمره ي بيست داغ آقا معلم که باعث مي شود سرماي زمستان را احساس نکنم از ايشان تشکر مي کنم! اين بود انشاي من!   

 یا علی…

انشا زمستان,انشا زمستان ادبی,انشا زمستان در روستا,انشا زمستان زیبا,انشا زمستان روستا,انشا زمستانی,انشا زمستان برفی,انشا زمستان با مقدمه,انشا زمستان به عربی,انشای زمستان,انشای ادبی زمستان,انشا در مورد زمستان ادبی,انشای زمستان در روستا,انشا درباره زمستان در روستا,انشا در مورد زمستان در روستا,انشا زیبایی زمستان,انشای زمستانی,انشا شب زمستانی,انشا یک روز زمستانی,انشای زمستان وبهار,انشای فصل زمستان,انشای توصیف زمستان,انشای کوتاه فصل زمستان,انشای توصیفی زمستان,انشای درباره زمستان

انشا درباره زمستان

: : «منبع مطلب»

4 May 2016 | 12:00 am

این درس

انشا درباره تورم

انشا درباره تورم
انشا درباره تورم

«انشا درباره تورم»

«محمد حسین مرتضی پور»

www.xigool.ir

به نام خدا موضوع انشاااا : تورم! با سلام به همکلاسي هاي خوب و مهربانم که مرا در امر هر چه بيشتر انشا نوشتن ياري مي کنند! در مورد موضوع انشا بايد بگويم که تورم خيلي بد است و باعث مي شود که انسان نتواند فوتبال بازي کند ! براي من خيلي جالب است که وقتي در بازي پاي کسي را قلم مي کنم بعد از چند دقيقه پاي او متورم مي شود ! البته تورم معناهاي ديگري هم بايد داشته باشد! زيرا پدرم دارد به من اشاره مي کند که اين اراجيف را ننويسم! بابايم مي گويد که تورم باعث مي شود آدم نتواند با پول توي جيبش چيزهايي را که دلش مي خواهد بخرد . يعني اگر ديروز با صد تومان مي توانستيم ده بسته تمر بخريم امروز به خاطر تورم فقط مي توانيم پنج تا بخريم که معلوم مي شود تورم يکي از وحشتناک ترين موضوعات انشا و مانند يک کابوس براي بچه هاي ابتدايي است! من هر چه فکر مي کنم مي بينم که بايد ارتباطي بين تورم در فوتبال و تورم در وضع پولي وجود داشته باشد چون همانطوري که تورم در فوتبال باعث مي شود پاي بازيکن قلم شده خوب کار نکند و چرخ بازي خوب نچرخد در وضع پولي ما هم باعث نچرخيدن چرخ خريد و قلم شدن پاي زندگي مي شود . مخصوصا خريد تمر و لواشک که به نوعي زندگي ما به آن وابسته مي باشد دچار اشکالات خيلي جدي مي شود! چيزي که مشخص است اين است که وقتي باباي آدم مجبور باشد به جاي پنج هزار تومان هفت هزار تومان بدهد و يک کيلو گوشت بخرد دو هزار تومان در جيبش کم مي آيد و اين دو هزار تومان قسمتي از پولي است که بابايم در ماه به من مي دهد و من خرج تامين کردن آلوچه ، تمر و لواشک خود مي کنم . حالا که پدر من حقوقش ثابت است مجبور مي شود از پول توجيبي من کم کند و من هم مجبور مي شوم کمتر تمر و لواشک بخورم که همين موضوع باعث پايين آمدن کارايي من و مهندس نشدن و در نهايت معتاد شدن من مي شود که رسوايي بزرگي را براي خانواده ي من به بار خواهد آورد!!! اين موضوع بسيار اهميت دارد چون معتاد شدن من در اين مساله اصلا ربطي به عوامل دروني خانواده ندارد و من به يک معتاد بي تقصير تبديل مي شوم که در نهايت مظلوميت در جوي خيابان مي ميرم ، آنوخت چه کسي جوابگوي آبروي باباي من است ؟ در مورد تورم  پولی بايد بگويم که يک فرق خيلي گنده هم با تورم در فوتبال دارد و آن اين است که تورم در اجناس باعث لاغر تر شدن بسته بندي ها و کم شدن وزن قوطی ها و بقيه ي چيزها مي شود و اصلا آنها را متورم نمي کند در صورتي که در فوتبال پاي آدم متورم و گنده مي شود . براي مثال وقتي که تمر بيست تومان شد و من از محمد آقا تمر خريدم بر اساس تخصص خودم در اين زمينه ديدم که بسته هاي آن علاوه بر اينکه کوچک شده است مقداري ناخالصي هم دارد که عوارض خيلي بدي بر معده ي آدم مي گذارد ! راه حل من براي اين مشکل اين است که ببينيم چه کساني حقوقشان کمتر از سيصد هزار تومان است و اين قشر کم در آمد را که همه اش از تورم نق مي زنند اعدام کنيم تا جامعه ي ما يکدست بشود و همه پولدار باشند . کارمندها و کارگر ها در اولويت اين طرح قرار دارند ، اعدام کردن آنها علاوه بر اينکه مشکل تورم را حل مي کند باعث تميزي هوا نيز مي شود ! زيرا علاوه بر اينکه ماشين هاي درب و داغان آنها از خيابان ها جمع مي شود باعث مي شود ديگر گرد و خاک نکنند و آلودگي صوتي نيز توليد نکنند! اما يک مشکل هست و آن اين است که مردم پولدار همين پولهايشان را از جيب مردم فقير در مي آورند و به قول بابايم خون آنها را در شيشه مي کنند . من در اينجا نتيجه مي گيرم که بايد کار را برعکس کنيم ! يعني بايد به افراد پولدار وام هاي قلمبه بدهيم تا در فقير کردن مردم سرمايه گذاري بيشتري کنند به اين ترتيب چون بيشتر مردم فقيرند فقط دنبال يک لقمه نان مي دوند و وقتي براي گرد و خاک کردن و سرو صدا ندارند . افراد پولدار هم سر و صدايشان را نمي شنوند و با اعصاب راحت مي توانند به ريش مردم فقير بخندند!! در پايان از آقا معلم بسيار خوبم که ما را هيچ وقت تنها نمي گذارد و همراه ما در زير خط فقر زندگي مي کند کمال تشکر را دارم! اين بود انشاي من… 

يا علی… 

انشا تورم

محمد حسین مرتضی پور

www.xigool.ir

 

 

 

برچسب‌ها: انشا, انشا تورم, انشا گرانی, انشا درباره گرانی, انشا تورم و گرانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 12:0&nbsp توسط محمد حسین مرتضی پور 

انشا درباره تورم

: : «منبع مطلب»

4 May 2016 | 12:00 pm

این درس